اداره کل امور بانوان | گفت‌وگو با سارا طالبی، مدیر مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی؛

روایتی از الگوی سوم زن در میدان عمل

نقش بانوان در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و دینی، اكنون بیش از هر زمان دیگری مورد توجه نهادهای انقلابی قرار گرفته است. سازمان تبلیغات اسلامی، به‌عنوان یکی از نهادهای پیشرو در این حوزه، تلاش دارد با رویکردی فراگیر و هم‌افزا، ظرفیت‌های بانوان را شناسایی، توانمندسازی و هدایت کند. از ایجاد ساختارهای نوین تا طراحی گفتمان‌های اثرگذار، این سازمان در پی آن است که حضور زنان را نه تنها در کنشگری میدانی، بلکه در تصمیم‌سازی و جریان‌سازی فرهنگی تثبیت کند. در این راستا، مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان، به عنوان نقطه کانونی هم‌آهنگی و ارتقای فعالیت‌های بانوان سازمان، مأموریت دارد تا با فهم دقیق زیست‌بوم بانوان و توسعه شبکه‌های راهبری، مسیر تحقق الگوی سوم زن را هموار کند. برای بررسی دقیق‌تر این برنامه‌ها و اولویت‌ها، با سارا طالبی، مدیر مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی گفت‌وگو کرده‌ایم.

روایتی از الگوی سوم زن در میدان عمل

به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، نقش بانوان در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و دینی، اكنون بیش از هر زمان دیگری مورد توجه نهادهای انقلابی قرار گرفته است. سازمان تبلیغات اسلامی، به‌عنوان یکی از نهادهای پیشرو در این حوزه، تلاش دارد با رویکردی فراگیر و هم‌افزا، ظرفیت‌های بانوان را شناسایی، توانمندسازی و هدایت کند. از ایجاد ساختارهای نوین تا طراحی گفتمان‌های اثرگذار، این سازمان در پی آن است که حضور زنان را نه تنها در کنشگری میدانی، بلکه در تصمیم‌سازی و جریان‌سازی فرهنگی تثبیت کند. در این راستا، مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان، به عنوان نقطه کانونی هم‌آهنگی و ارتقای فعالیت‌های بانوان سازمان، مأموریت دارد تا با فهم دقیق زیست‌بوم بانوان و توسعه شبکه‌های راهبری، مسیر تحقق الگوی سوم زن را هموار کند. برای بررسی دقیق‌تر این برنامه‌ها و اولویت‌ها، با سارا طالبی، مدیر مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی گفت‌وگو کرده‌ایم.

*نگاه کلان سازمان تبلیغات اسلامی به «زن» و «ظرفیت‌های بانوان» دقیقاً چیست؟
قطعاً ما به‌عنوان نهادی که ذیل نظر مقام معظم رهبری فعالیت می‌کنیم، تلاشمان بر این است که الگوی مطلوب زن را در قالب «زن انقلابی» ارائه دهیم؛ چه در عرصه فردی، چه در عرصه خانوادگی و چه در عرصه اجتماعی. البته طبیعی است که میان ایده‌آل‌ها و آرمان‌ها با میدان عمل، همواره موانع و چالش‌هایی وجود داشته باشد. تلاش ما این است که این فاصله‌ها را به حداقل برسانیم و مسیر تحقق آن آرمان‌ها را هموارتر کنیم.
در اندیشه انقلاب اسلامی، ابتدا این پرسش مطرح است که «انسان انقلاب اسلامی» کیست و پس از آن «زن انقلاب اسلامی» چگونه تعریف می‌شود. یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ما، بحث هویت انسانی و اصالت این هویت است. همین نگاه موجب می‌شود مأموریت‌هایی که در چارچوب نگرش «قیام لله» و انقلاب اسلامی تعریف می‌شود، شامل نقش‌آفرینی زنان نیز باشد.
زن در همه این مأموریت‌ها حضور دارد، اما نحوه کنش و نقش‌آفرینی او متناسب با هویت زنانه و ویژگی‌های جنسیتی خودش تعریف می‌شود؛ به همین دلیل ممکن است این نقش‌آفرینی در ظاهر متفاوت به نظر برسد، اما در معنا و مأموریت، کاملاً هم‌راستا با اهداف کلان انقلاب اسلامی است.
از سوی دیگر، ما به این باور رسیده‌ایم که حل مسائل کلان اجتماعی بدون همراهی و مشارکت هم‌زمان زنان و مردان ممکن نیست. تا زمانی که زن و مرد در کنار یکدیگر وارد میدان حل مسائل نشوند، نمی‌توان انتظار حل ریشه‌ای مشکلات را داشت. بر همین اساس، در مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان سازمان تبلیغات اسلامی، فهم ما این است که مخاطب صرفاً بانوان نیستند؛ بلکه در برخی موارد، حتی با اولویت آقایان برنامه‌ریزی می‌کنیم، چراکه تحقق بسیاری از اهداف حوزه زنان، نیازمند اصلاح نگرش‌ها و کنش‌های دو سویه در جامعه است.
پیش از دوره حجت‌الاسلام قمی، در حوزه بانوان فعالیت‌هایی وجود داشت، اما این حوزه بیشتر در قالب یک گروه بانوان ذیل عنوان «سازمان زنان» تعریف می‌شد و هنوز به یک عرصه هویتی مستقل و جریان‌ساز در ساختار سازمان تبدیل نشده بود.نگاه آقای قمی از ابتدا این بود که بخش بانوان باید دارای هویت مستقل، اثرگذار و طراحی‌شده باشد. بر همین اساس، با وجود مخالفت‌های جدی، ایجاد «اداره کل بانوان» ذیل معاونت فرهنگی کلید خورد. این مخالفت‌ها هم طبیعی بود؛ سازمان تبلیغات سال‌ها یک سازمان مردانه با فضای غالب روحانیت بوده و ورود جدی بانوان به لایه‌های مدیریتی، سختی‌ها و آسیب‌های خاص خودش را داشت. در این مقطع، دکتر عاطفه سعیدی‌نژاد، مسئولیت اداره کل بانوان را پذیرفتند و ما در ضلع معاونت فرهنگی، ذیل اداره کل بانوان فعالیت می‌کردیم.

*چه شد که اداره کل بانوان، به سمت طراحی «مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان» رفت؟
با توجه به سیاست کلان سازمان تبلیغات مبنی بر «تبلیغ همگانی» و توسعه مخاطب، به‌تدریج این نگاه شکل گرفت که همه بخش‌های سازمان باید به نحوی در حوزه بانوان فعال شوند. معاونت فرهنگی، رسانه، آموزش، حوزه هنری و حتی بخش‌های استانی، هرکدام حرکت‌هایی در این زمینه داشتند.
در یک نقطه، این مسئله به یک چالش جدی تبدیل شد؛ حرکت‌های متکثر بانوان نیاز به همگرایی داشتند تا از تشتت خارج شوند و به یک جریان هماهنگ برسند. اینجا بود که ایده «مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان» شکل گرفت؛ نهادی که بتواند این فعالیت‌های پراکنده را مثل نورهای پراکنده‌ای که با یک ذره‌بین هم‌راستا می‌شوند، به هم نزدیک و هم‌افزا کند.

*در طراحی مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان، چگونه تلاش کردید به‌جای قشری‌سازی و تمرکز همه فعالیت‌ها در یک ساختار، مدل هم‌افزایی میان بخش‌های مختلف سازمان را محقق کنید؟
دقیقاً یکی از چالش‌های جدی همین بود؛ اینکه آیا هر فعالیت بانوانه‌ای باید الزاماً ذیل اداره بانوان تعریف شود؟ این رویکرد می‌توانست سازمان را از یک ساختار موضوع‌محور به یک ساختار قشری تبدیل کند.
به همین دلیل، مرکز راهبری با این فلسفه طراحی شد که بخش‌های مختلف سازمان، با حفظ مأموریت‌های اصلی خود، در حوزه بانوان کنار هم بنشینند، با هم طراحی کنند و در مسیر مأموریت کلان سازمان تبلیغات که امروز در یک کلمه «جهاد تبیین» است، نقش‌آفرینی هماهنگ داشته باشند؛ آن هم با وجود محدودیت‌های جدی منابع انسانی و امکانات که در حوزه بانوان پررنگ‌تر است.

*این هم‌افزایی در عمل چگونه سازمان‌دهی شد؟
ما «شورای راهبری بانوان» را راه‌اندازی کردیم که در چند لایه طراحی شد. در لایه اول، شورای عالی با ریاست حجت الاسلام محمد قمی و دبیری بنده شکل گرفت و تعدادی از مدیران اصلی سازمان در آن حضور داشتند. در لایه دوم، شورای بانوان با حضور خود بانوان مدیر از بخش‌های مختلف سازمان تشکیل شد که ریاست آن بر عهده بنده است. در این شورا، نمایندگانی از معاونت فرهنگی، آموزش، خبرگزاری مهر، مجموعه‌های رسانه‌ای و به‌تدریج حوزه هنری حضور دارند. این ساختار در استان‌ها نیز به همین شکل پیاده شد؛ از سطح استان تا شهرستان. در مجموع می‌توان گفت حدود چهار لایه ساختار بانوان در سازمان تبلیغات اسلامی شکل گرفته است.

*هدف اصلی شورای راهبری بانوان چیست؟
در یک کلمه، هدف ما «فهم دقیق زیست‌بوم بانوان» است؛ هم از طریق رصد کیفی میدان و هم از طریق طراحی افق مشترک. بر همین اساس، سند کلان «الگوی سوم زن» در مرکز راهبری بانوان تدوین شد؛ چراکه مأموریت گفتمان‌سازی الگوی سوم به‌طور مشخص به بنده ابلاغ شده بود.
ما به این نتیجه رسیدیم که بانوان در سازمان تبلیغات عمدتاً در لایه کنشگری حضور داشته‌اند، نه تصمیم‌سازی. در حالی که نگاه رهبر معظم انقلاب در الگوی سوم این است که زنان باید بتوانند در نقطه تصمیم‌سازی قرار بگیرند، طراحی کنند و مسائل خودشان را حل کنند.
این نگاه، ناظر به همان فهم عمیق اجتماعی از نقش زنان است؛ اینکه جامعه زنان بتواند نیازهای خود را در عرصه‌های تربیتی، آموزشی، فرهنگی، روانی، اجتماعی و حتی اقتصادی شناسایی و برای آن راه‌حل تولید کند. شورای راهبری بانوان دقیقاً با همین هدف تقویت شد؛ چه در ستاد و چه در صف، تا بانوان بتوانند در تکمیل نقش مردان و در چارچوب الگوی سوم زن، نقش‌آفرینی مؤثر و تصمیم‌ساز داشته باشند.

*در فهم «الگوی سوم زن» با چه ظرفیت‌ها و چه چالش‌هایی مواجه هستیم؟ مأموریت مرکز راهبری بانوان در این مسیر چیست و چگونه می‌توان از سطح شعار و قیل‌وقال به سمت حل مسائل کلان فرهنگی، به‌ویژه در حوزه جهاد تبیین، حرکت کرد؟
ما در مسئله زنان با یک چالش اصیل هویتی مواجه‌ایم. بسیاری از مسائل زنان، از جمعیت و حجاب گرفته تا اشتغال و ازدواج، ریشه در این دارد که هویت زن ایرانی به‌درستی فهم و تبیین نشده است. وقتی زن احساس خودارزشمندی و مأموریت روشن نداشته باشد، طبیعی است که درگیر بحران‌های متعدد شود.
پاسخی که رهبر معظم انقلاب ارائه می‌کنند، «نه زن شرقی، نه زن غربی؛ «زن الگوی سوم» است؛ یعنی زن انقلابی. بر همین مبنا، در شورای راهبری بانوان تلاش کردیم بانوان را توانمند کنیم، به آن‌ها هویت و جایگاه بدهیم و از نگاه صرفاً کنشگری میدانی عبور کنیم تا بتوانند وارد فرآیند رصد، طراحی، تصمیم‌سازی و تولید سند شوند.

*مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان تا چه اندازه توانسته اثرگذاری ملموس اجتماعی داشته باشد؟
وقتی این مسئولیت را تحویل گرفتم، بخش بانوان در سازمان تقریباً  صفر بود؛ هم در ستاد و هم در استان‌ها. بانوان بیشتر به‌عنوان نیروی اداری یا کنشگر میدانی دیده می‌شدند و ساختار توسعه منابع انسانی هم وجود نداشت. با وجود چالش‌های جدی مالی، ذائقه‌ای و حتی بی‌اعتمادی برخی بانوان شاخص، امروز به نقطه‌ای رسیده‌ایم که ادبیات «شورای راهبری بانوان» در ستاد، استان و شهرستان جا افتاده است. اکنون هر ۳۱ استان دارای شورای راهبری بانوان هستند و در حدود نیمی از شهرستان‌ها این شوراها فعال شده‌اند؛ هرچند هنوز مسیر توانمندسازی و تعمیق این ساختار ادامه دارد.

*چه عواملی باعث شده برخی استان‌ها در حوزه بانوان موفق‌تر عمل کنند و برخی عقب‌تر بمانند؟
عامل اصلی، نگاه و همراهی مدیرکل استان است. استان‌هایی که مدیرکل مسئله بانوان را جدی گرفته، مثل اصفهان، عملکرد پربارتری داشته‌اند. در مقابل، هرجا این حوزه به کارشناس واگذار شده یا اولویت نداشته، شوراها ضعیف‌تر بوده‌اند. یکی از چالش‌های جدی در استان‌ها، تغییر ذائقه مدیریتی و عبور از نگاه سلسله‌مراتبی به ادبیات «راهبرانه» است؛ اینکه شورا محل هم‌افقی، طراحی جمعی و هم‌افزایی باشد، نه یک ساختار تشریفاتی.

*در مرکز راهبری بانوان، دو خط گفتمانی «بانوی مجاهد» و «بانوی پیشرو» طراحی شده است. این دو گفتمان چه تفاوتی با هم دارند، مخاطبان هرکدام چه کسانی‌اند و برای تحقق عملی این گفتمان‌ها از چه ابزارها و روش‌هایی استفاده کرده‌اید؟
ما در مسیر گفتمان‌سازی الگوی سوم به این جمع‌بندی رسیدیم که مخاطبان زن، یکدست نیستند و نمی‌توان با یک ادبیات واحد با همه آن‌ها سخن گفت. به همین دلیل دو خط گفتمانی را به‌صورت مکمل طراحی کردیم.
«بانوی مجاهد» ناظر به لایه متدین‌تر و نزدیک‌تر ماست؛ بانویی که با نگاه جهادی وارد میدان می‌شود و آمادگی دارد فراتر از روال عادی، برای حل مسائل فردی، خانوادگی و اجتماعی تلاش کند. در این گفتمان، «جهاد» به معنای پرتلاش بودن و عبور از موانع است؛ بانویی که می‌تواند در موضوعاتی مانند حجاب، جمعیت، تربیت، اقتصاد خانواده و به‌ویژه جهاد تبیین نقش‌آفرینی مؤثر داشته باشد. هدف ما در این لایه، تربیت بانوانی است که خودشان کنشگر، طراح و محور جریان‌سازی باشند.
در کنار آن، «بانوی پیشرو» برای مخاطب وسیع‌تر جامعه تعریف شده است؛ بانویی که ممکن است لزوماً در لایه متدین فعال قرار نداشته باشد، اما می‌تواند در خانواده، محله، دانشگاه یا محل کار خود با افق پیشرفت و تعالی، جریان‌سازی اجتماعی ایجاد کند. در این گفتمان، تأکید بر نقش زن در پیشرفت کشور و ایجاد حیات طیبه است؛ پیشرفتی که بدون نقش‌آفرینی زن اساساً محقق نمی‌شود.
برای تحقق این دو خط گفتمانی، از دو فناوری اصلی استفاده کرده‌ایم: «روایت» و «گفت‌وگو». در حوزه روایت، به سراغ هنر و رسانه رفتیم تا خلأ جدی جمهوری اسلامی در روایت زن انقلابی را جبران کنیم؛ از راه‌اندازی هسته‌های روایت استانی و انتشار مجله «سها» گرفته تا روایت زنان شاخص، طراحی پرده‌ها، پرچم‌ها و عناصر بصری که بتواند پیام را به‌صورت فراگیر منتقل کند.
در حوزه گفت‌وگو نیز به این نتیجه رسیدیم که بدون توانمندسازی بانوان در گفت‌وگوی اجتماعی، گفتمان‌سازی شکل نمی‌گیرد. بسیاری از بانوان متدین در ارتباط‌گیری با عموم جامعه دچار ضعف بودند؛ به همین دلیل پاتوق‌های گفت‌وگو، سناریوهای گفت‌وگویی و دوره‌های «بانوی مجاهد» را طراحی کردیم تا بانوان بتوانند با ادبیات اقناعی و مؤثر با لایه‌های مختلف جامعه وارد گفت‌وگو شوند و دامنه مخاطبان گفتمان الگوی سوم را گسترش دهند.

*وقتی از «راهبرى بانوان» صحبت می‌کنید، این مفهوم در نسبت با فعالیت‌های مردمی و حلقه‌های میانی چه تفاوتی با مدل‌های قبلی دارد؟
یکی از نکات جدی امسال ما، مردمی‌شدن تبلیغ است؛ یعنی اینکه تبلیغ دینی صرفاً در اختیار ساختارهای رسمی نباشد و مردم به‌صورت متکثر درگیر این میدان شوند. در کنار پاتوق‌های گفت‌وگو که فضای ارتباط‌گیری غیررسمی و مردمی ایجاد می‌کند، در شورای راهبری بانوان هم تلاش کردیم از بانوان اثرگذارِ حلقه‌های میانی استفاده کنیم.
تأکید ما این است که نیروهای ما «تصدی‌گر» نباشند؛ بلکه نقش راهبری داشته باشند. ما این را با تعبیر «مادری» توضیح می‌دهیم؛ راهبری یعنی مادری کردن، نه تصدی‌گری. یعنی ایجاد بستر، جهت‌دهی و حمایت از حرکت‌های مردمی، نه جایگزین شدن با آن‌ها. بر همین اساس، امسال برای اولین‌بار بانوان راهبر سراسر کشور را در رویداد «ره‌بانو» در رامسر گرد هم آوردیم؛ حدود ۴۰۰ نفر از بانوانی که نقش راهبری دارند. از آن‌ها خواستیم متناسب با مأموریت‌های خودشان، سند تولید کنند.
ما یک سند کلان ارائه دادیم و از استان‌ها خواستیم بر اساس آن، رصد داشته باشند و سند اختصاصی بنویسند. در نهایت، ۳۰ استان سند ارائه کردند که در ستاد روی آن‌ها کار تقویتی انجام دادیم. اکنون پروژه رصد و پیگیری این اسناد در حال اجراست و این یکی از جدی‌ترین برنامه‌های ما در سال جاری است.

*یکی از مأموریت‌های مرکز راهبری، ارتباط با بیرون از سازمان عنوان می‌شود. این مسیر امروز در چه نقطه‌ای قرار دارد؟
بله، یکی از مأموریت‌های جدی مرکز راهبری و هم‌آهنگی امور بانوان، ارتباط با بیرون از سازمان است. سال اول، به‌دلیل آشفتگی‌ها و مسائل درونی، تمرکز ما بیشتر بر سامان‌دهی داخل سازمان بود و ارتباط با بیرون عمدتاً در حد حمایت از مجموعه‌های مردمی و شنیدن ایده‌ها شکل می‌گرفت. اما امسال به‌صورت جدی وارد تعامل با نهادها و مجموعه‌های بیرونی شدیم. برای مثال، در پروژه‌هایی مثل «زندگی با آیه‌ها» با حلقه‌های میانی و دستگاه‌های مختلف وارد گفت‌وگو شدیم و سیاست‌گذاری‌های خودمان را مطرح کردیم. همچنین تلاش کردیم کارآمدی‌ها و فعالیت‌های بانوان سازمان تبلیغات را ابتدا برای درون سازمان، مدیران ستاد و استان‌ها روایت کنیم و اکنون در حال آغاز روایت این تجربه‌ها برای بیرون از سازمان هستیم. به همین دلیل نمایندگان مجموعه‌هایی مانند شورای هیئات بانوان، مبلغات، بنیاد هدایت، بنیاد نوجوان، خبرگزاری مهر و دیگر بخش‌ها را به شورای راهبری بانوان دعوت کردیم. در واقع، تمرکز فعلی ما بر این است که این بانوانی که هرکدام به‌صورت جزیره‌ای فعالیت می‌کردند، به هم متصل شوند، هویت مشترک پیدا کنند و در یک زیست‌بوم منسجم‌تر نقش‌آفرینی داشته باشند.


*یکی از آسیب‌های رایج در فعالیت‌های فرهنگی این است که برنامه‌ها به‌صورت گلخانه‌ای اجرا می‌شوند؛ به نظر شما، آیا چنین نگاه گلخانه‌ای در فعالیت‌های سازمان تبلیغات اسلامی به زنان وجود دارد؟
بله، در گذشته چنین مسائلی وجود داشته است. به یاد دارم در یکی از استان‌ها شنیدم که دو گروه بانوان در همان استان فعالیت می‌کردند اما هیچ هم‌آهنگی بین آن‌ها نبود؛ حتی اطلاع نداشتند که گروه دیگر چه برنامه‌ای دارد. این وضعیت نشان می‌دهد که یک نگاه گلخانه‌ای در بخشی از فعالیت‌ها وجود داشته و نیاز به همگرایی داشت. به همین دلیل، راه‌اندازی مرکز راهبری بانوان شکل گرفت تا این خلأ رفع شود.
اما این کار نیازمند سه اقدام مهم بود:
1-توجیه مدیران اصلی ستاد برای درک درست از الگوی سوم.
2-جذب بانوان قوی در بخش‌های مختلف.
3-ایجاد فرصت و زیرساخت برای توانمند کردن این بانوان، چون تجربه نشان می‌دهد افراد اثرگذار با فرآیندی چند ساله به این جایگاه رسیدند و ما باید امکان مشابه برای بانوان سازمان ایجاد کنیم.
از سوی دیگر، ماموریت‌های سازمان بسیار متکثر است و بخش بانوان نیز دارای حوزه‌های تخصصی مختلف است؛ مثلاً بانوان بنیاد هدایت روی زنان مسجدی تمرکز دارند. بنابراین، فهم راهبردی و صبر استراتژیک لازم است تا بانوان با زمینه‌های مختلف بتوانند هم‌افزایی کنند و از فعالیت‌های یکدیگر بهره‌مند شوند.
یکی از چالش‌های گذشته، جدی دیده نشدن این هم‌افزایی بود و اکنون نیازمند توجه، پیگیری و فرصت جدی‌تر برای بانوان هستیم. نکته مهم دیگر، سبک مدیریت نرم و راهبری آقای قمی است. ایشان تأکید دارند سازمان تبلیغات باید هویتی مثل تسبیح داشته باشد و نقش نخ تسبیح یا پشت صحنه را افراد دیگر ایفا کنند. این نگاه باعث می‌شود در زیست‌بوم بانوان، افراد محدود و اثرگذار پای کار بیایند و مرکز راهبری با مقبولیت و همراهی جمع‌های متکثر و متنوع، نقش هماهنگ‌کننده و راهبردی خود را به‌خوبی ایفا کند.

*جامعه هدف اصلی شما چه کسانی‌اند؟ آیا فقط زنان فعال فرهنگی و انقلابی‌اند، یا زنان معمولی جامعه هم در مرکز توجه هستند؟
مخاطب ما در اصل همه ۸۰ میلیون ایرانی هستند؛ جهاد تبیین یعنی فراگیری، بنابراین تلاش ما فقط محدود به بانوان نیست. با این حال، برای برنامه‌ریزی و اثرگذاری، اولویت‌بندی داریم. به طور مشخص، بانوان ۲۰ تا ۴۰ سال در لایه اول مخاطبان ما هستند، چرا که این گروه بیشترین تأثیرپذیری و توان شکل‌دهی و کنشگری را دارند.
همچنین ما قشرهای خاصی را هدف‌گذاری می‌کنیم؛ مانند مادران، معلمان، مبلغان طلبه و فعالان مدرسه‌ای، چون ارتباط مستقیم و شبکه‌سازی با آن‌ها امکان‌پذیرتر است. واقعیت این است که سازمان تبلیغات اسلامی در دسترسی اولیه بیشتر به بانوان متدین دسترسی دارد، اما یکی از سیاست‌های ما این است که به تدریج سراغ قشر خاکستری و بانوان عامه جامعه هم برویم.

*برای رسیدن به اقشار گسترده‌تر جامعه، چه برنامه‌هایی در حوزه رسانه و فضای مجازی دارید؟
یکی از اقدامات مهم ما در حوزه رسانه این بوده که به بانوان گفتیم فهم رسانه‌ای داشته باشند و از طریق رسانه‌های استان‌ها و فضای مجازی نسبت بگیرند. ما هم تلاش کردیم اطلاعات و زیرساخت لازم را فراهم کنیم؛ کانال‌هایی در ایتا، بله، تلگرام و اینستاگرام داریم و از آن‌ها برای ارتباط و اطلاع‌رسانی استفاده می‌کنیم.
یکی از ماموریت‌های اصلی ما، ارتباط با بانوان اثرگذار است؛ شناسایی دغدغه‌ها و اتصال آن‌ها به مراکز رسانه‌ای و فرهنگی مانند مرکز رسانه‌ای سپهر و بنیاد هدایت. مثلاً در پروژه «بانور»، بانوانی که در محلات توسط بنیاد هدایت شناسایی شده بودند، وارد کنشگری مجازی فعال شدند؛ حدود ۵۰ هزار نفر در این برنامه مشارکت داشتند.

*با توجه به گستردگی ماموریت‌ها و محدودیت منابع انسانی در سازمان تبلیغات، وضعیت مخاطبان، ظرفیت بانوان و چالش‌های حضور آن‌ها در جریان‌سازی فرهنگی و رسانه‌ای چگونه است و چه برنامه‌هایی برای تقویت نقش بانوان در سازمان وجود دارد؟
در نگاه کلی، اعضای خانواده سازمان تبلیغات دو نوع هستند؛ مخاطب صمیمی و مخاطب عام. برآورد ما نشان می‌دهد مخاطب صمیمی سازمان حدود شش تا هفت میلیون نفر است؛ یعنی تقریباً یک دهم جمعیت ۸۰ میلیونی کشور. این افراد با فعالیت‌های سازمان آشنایی بیشتری دارند و در حلقه‌های محفلی، مانند پرده‌خوانی یا پویش هیسطوری، حضور فعال دارند.
با این حال، نسبت به ماموریت‌های گسترده سازمان، منابع انسانی، زیرساخت و بودجه بسیار محدود است؛ به طور تقریبی نسبت نیروی موجود به نیازها، یک به ده است. ما ۴۸۰ شهرستان فعال داریم، ولی بخش بانوان در بسیاری از این شهرستان‌ها تقریباً بدون حمایت منابع انسانی یا برنامه‌ریزی جدی کار می‌کند. بخش‌های بانوان عمدتاً مردمی‌اند و سیاست سازمان بر این است که خودمان را به عنوان سازمان تبلیغات تا حد ممکن مطرح نکنیم و فضا را برای فعالیت مستقل بانوان باز بگذاریم.
با توجه به ایده حجت الاسلام محمد قمی و نزدیکی آن به نگاه حضرت آقا، سازمان تبلیغات در میان نهادهای انقلابی پیشرو است، حتی در بخش بانوان. با این حال، زیرساخت‌ها و امکانات هنوز محدود است و سامانه دقیقی برای رصد و نظرسنجی مخاطبان و بانوان نداریم. این باعث می‌شود که بخش بانوان هنوز نتواند مانند دشمن یا دیگر جریان‌های فرهنگی، فعالیت جمعی و جریان‌ساز قوی داشته باشد.
مثالی می‌زنم؛ در موضوع سالگرد «زن، زندگی، آزادی» انتظار ما این بود که تولید محتوا در قالب ترانه، تئاتر و فیلم به صورت گسترده انجام شود، اما واقعیت نشان داد که اطلاع‌رسانی و اثرگذاری به آن حد مطلوب نرسید. بخشی از این مسئله به عدم فهم الگوی سوم در مدیران مربوط می‌شود و نشان می‌دهد که هنوز بخش بانوان در ستاد به صورت جدی جا نیفتاده است.
زیرساخت منابع انسانی در بخش بانوان بسیار محدود است؛ کل مسئولان زن کشور حدود ۳۰ نفر هستند. علاوه بر این، نگاه غالب در نهادهای انقلابی به زن بیشتر در حوزه‌های حجاب، خانواده و تربیت فرزند متمرکز است و حضور زنان در عرصه‌های فرهنگی و مدیریتی محدود است.
با وجود این محدودیت‌ها، فضا برای پیشرفت و اثرگذاری بانوان وجود دارد. این تغییر نیازمند پیگیری، توانمندی و همکاری جمعی بانوان است. ما انتظار داریم بانوان با هم‌افزایی و همدلی، از بستر فراهم‌شده توسط آقای قمی به نحو احسن استفاده کنند و نقش مؤثرتری در جریان‌سازی فرهنگی و فعالیت‌های مردمی ایفا کنند.

*برنامه‌ها و اولویت‌های مرکز راهبری و هم آهنگی امور بانوان در سال‌های آتی چه هستند؟ 
در سندی که تدوین کرده‌ایم، دو محور اصلی را مدنظر قرار داده‌ایم؛ اول، فراگیر کردن فهم الگوی سوم در بدنه سازمان و میان کنشگران. دوم، توسعه دسترسی به مخاطبان. هدف ما رسیدن به یک میلیون مخاطب کنشگر و صد هزار راهبر است. این راهبرها نقش هدایت و ارتباط با این یک میلیون کنشگر را خواهند داشت. برنامه‌ریزی ما افق ۱۴۰۷ است؛ یعنی تا آن سال یک میلیون مخاطب جدی داشته باشیم.
یکی از رویکردهای کلیدی، تمرکز روی اثرگذاری پلکانی است؛ آمار نشان می‌دهد اگر بتوانیم ۲۰ درصد یک جامعه را به موضوعی علاقه‌مند کنیم، و از آن ۲۰ درصد، ۲۰ درصد دیگر را به علاقه‌مندان جدی تبدیل کنیم، می‌توان تأثیر قابل توجهی در کل جامعه ایجاد کرد. این رویکرد به ما کمک می‌کند تا با مدیریت مخاطبان جدی و راهبران مؤثر، جامعه بزرگ‌تری را درگیر فعالیت‌های فرهنگی و دینی کنیم.
علاوه بر این، مرکز راهبری به صورت جدی پیگیری ایجاد و تقویت ساختارهای مرتبط با بانوان در مجموعه‌های مختلف سازمان تبلیغات را در دستور کار دارد. برای مثال؛ شورای هیئات بانوان که پیش از این وجود نداشت، اکنون با همکاری کارشناسان استان‌ها در حال شکل‌گیری است. همچنین شبکه بانوان قرآنی متخصص از سوی دارالقرآن مطالبه و پیگیری شد تا فعالیت‌ها سازمان‌یافته و منسجم شود. در حوزه‌های دیگر، از جمله حوزه هنری و مجموعه‌های دورتر، پیگیری داریم تا بخش بانوان به شکل جدی‌تر فعال شود و اثرگذاری گسترده‌تری پیدا کند. به این ترتیب، هدف ما هم افزایش کمّی مخاطبان و کنشگران و هم تقویت کیفیت راهبری و ساختارهای بانوان در سازمان است، تا بتوانیم تأثیرگذاری واقعی و فراگیر در جامعه داشته باشیم.
 

1405/02/03