اداره کل امور بانوان | الگوی سوم زن مسلمان از دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی در فضایی به پیروزی رسید که مکاتب گوناگون و ایدئولوژیهایِ سکولار مدرن هر یک به فراخور مبانی و جهتگیریهای خود، نگاهی خاص به مقوله زن را ترویج میکردند و فرهنگ عمومی جوامع مختلف تحت تأثیرِ این نگاهها ساخته میشد. در این شرایط، انقلاب اسلامی حرف و نگاهی نو و تحولآفرین در این موضوع پیشرویِ بشریت گذاشت. این نگاه جدید در قالب کنشگری و فعالیت «زن مسلمان ایرانی» عینیت یافت و به تعبیر حضرت آیتالله خامنهای «الگوی سوم زن» را تحقق بخشید.
به گزرش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، انقلاب اسلامی در فضایی به پیروزی رسید که مکاتب گوناگون و ایدئولوژیهایِ سکولار مدرن هر یک به فراخور مبانی و جهتگیریهای خود، نگاهی خاص به مقوله زن را ترویج میکردند و فرهنگ عمومی جوامع مختلف تحت تأثیرِ این نگاهها ساخته میشد. در این شرایط، انقلاب اسلامی حرف و نگاهی نو و تحولآفرین در این موضوع پیشرویِ بشریت گذاشت. این نگاه جدید در قالب کنشگری و فعالیت «زن مسلمان ایرانی» عینیت یافت و به تعبیر حضرت آیتالله خامنهای «الگوی سوم زن» را تحقق بخشید.
در نگاه نادرست قدیمی، زن موجودی ناتوان و محدود است که صرفا باید گوش به فرمان یک مرد باشد. در زیست انسان مدرن که تحتتاثیر فرهنگ غرب قراردارد، اگرچه به ظاهر زنان در آزادی کامل بسر میبرند اما درحقیقت کالایی جنسی محسوب میشوند که باید منافع دنیای سرمایهداری را تامین کنند. هر دو الگو هرچند در ظاهر، تفاوتهای ماهوی دارند اما درحقیقت هر دو منجر به ظلم مفرط در حق زنان میشود. الگوی سوم، که با ظهور اسلام به منصه ظهور رسید و با وجود حضرت خدیجه سلامالله علیها و حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها نمونه عینی یافت، یک زندگی اجتماعی باعزت و عفیفانه را معرفی کرد؛ زنی که در متن اجتماع فعالیت و کنشگری موثر دارد اما این حضور همراه با وقار و نجابتاست و جنسیتزده نیست.زن در متن اجتماع قرار دارد و حاشیه نمیسازد.
رهبرمعظم انقلاب با طرح موضوع «الگوی سوم زن»، که براساس معرفتشناسی الهی شکل گرفته، زن را در اجتماع بهگونهای معرفی کردندکه موجب پدیدار شدن ارزش و تشخص او میشود.در این الگو، زن مسلمان«نقاط قوّت زنانه» خود را با «ایمان و عفت» همراه میکند و با چنین ترکیبی قادر به نقشآفرینیِ منحصربهفرد میشود. برای آشنایی بیشتر با نقطه نظرات معظم له دراینباره، گزیدهای از بیانات ایشان را در ادامه میخوانید.
مقایسه دیدگاههای مختلف درباره زن، براساس بیانات آیتالله سیدعلی خامنهای
|
الگوی قدیمی زن |
الگوی مدرن زن |
الگوی سوم زن |
|
در تعریف غالبا شرقی |
در تعریف غالباً غربی |
نه شرقی و نه غربی |
|
جنس دوم در نگاه مردسالارانه |
تعریف شده با نگاه فمینیستی |
مبتنی بر الگوی اسلامی |
|
متحجر و خانهنشین |
عفاف برایش تعریف نشده است |
زن با عفتِ فعال در عرصه اجتماع |
|
منفعل |
خارج از انفعال ولی بازیچه دیگران |
فعال و عفیف |
|
عنصری در حاشیه و بینقش در تاریخسازی |
موجودی که جنسیت او بر انسانیتش میچربد؛ ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایهداری جدید |
عفیف و محجبه، درمتن اجتماع. حفظ سنگر خانواده و سنگرسازی در عرصههای سیاسی و اجتماعی |
|
در حاشیه و دست دوم |
ابزار تمتع و سوءاستفاده دیگران |
حضور در ساحتهای تهذیب خویش، حفظ خانواده متعادلو جهاد اجتماعی |
|
بدون جایگاه |
جایگاه مصنوعی و تصنعی و تشریفاتی |
در طبیعت الهی زن، آنچنان گرمای محبتی وجود دارد که میتواند هم خود و هم محیط پیرامون خود رابه طرف معنویت و پیشرفت سوق دهد |
زن و مرد هیچ فرقی ندارند
نگاه اسلام به جنسیت، یک نگاه درجهی دو است؛ نگاه اول و درجهی یک، حیث انسانیت است؛ که در آن، جنسیت اصلاً نقشی ندارد... در زمینهی مسائل اصلی انسان - که مربوط به انسان است - زن و مرد هیچ فرقی ندارند. خب، شما ببینید در تقرب الیالله، یک زنی مثل حضرت زهرا، مثل حضرت زینب، مثل حضرت مریم هستند؛ رتبهشان، رتبههای فوق تصور امثال ماهاست... جنسیت یک امر ثانوی است، یک امر عارضی است؛ در کارکردهای زندگی معنا پیدا میکند، در سیر اصلی بشر هیچ تأثیری ندارد.
بیانات در سومین نشست اندیشههای راهبردی، 14 دی ماه 1390
2
تفاوت در نقشها و قالبها
من متأسّفم که گاهی خود خانمها، خود بانوان، روی این مسئله حسّاسیّت نشان میدهند که ما با مردها چه فرقی داریم؟ خب بله، در خیلی از مسائل هیچ تفاوتی نیست. نگاه اسلام نسبت به زن و مرد، نگاه انسان است؛ در مسئلهی انسانیّت، سِیر مقامات معنوی، استعدادهای فراوان فکری و علمی هیچ تفاوتی نیست، امّا قالبها دو قالب است: یک قالب برای یک کار و یک صنف کار است، یک قالب برای یک کار دیگر است؛ البتّه کارهای مشترکی هم وجود دارد. [آیا] این خدمت است که ما بیاییم یکی از این دو قالب را از منطقهی اختصاصی خودش بکشیم بیرون، ببریم در منطقهی اختصاصی آن قالب دیگر؟ این کاری است که غربیها دارند میکنند.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده کشور، 30 فروردین ۱۳۹۳
3
نامعادله غربی
یک نامعادله را بتدریج به وجود آوردهاند؛ یک طرف ذینفع، یک طرف مورد انتفاع؛ بشریت را اینجوری تقسیم کردهاند. طرفِ ذینفع مرد است، طرفِ مورد انتفاع عبارت است از زن. این به طور آرام، با تدریج، با شیوههای گوناگون، با تبلیغات مختلف، در طول دهها سال در جوامع غربی در درجهی اول، و بعد در جوامع دیگر جا افتاده. شأن اجتماعی زن را اینجوری معرفی کردند... لذا در فرهنگ غربی اگر زن بخواهد در جامعه نمود پیدا کند، شخصیت پیدا کند، حتماً باید از جذابیتهای جنسیِ خودش چیزی را ارائه بدهد.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان نخبه، اول خرداد 1390
4
از غرب طلبکاریم
از من سؤال کردند که شما در مقابل آنچه که غربیها دربارهی مسئلهی زن در کشور میگویند، چه دفاعی دارید؟ من گفتم: ما دفاع نداریم، ما هجوم داریم! ما در مسئلهی زن، از غرب طلبکاریم؛ ما مدعی غربیم؛ آنها هستند که دارند به زن ظلم میکنند، زن را تحقیر میکنند، جایگاه زن را پائین میآورند؛ به اسم آزادی، به اسم اشتغال، به اسم مسئولیت دادن، آنها را مورد فشارهای روحی، روانی، عاطفی و اهانت شخصیتی و شأنی قرار میدهند؛ آنها باید جواب بدهند.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان نخبه، اول خرداد 1390
5
هوچیگری غربی
غربیها نسبت به مسئلهی زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراهکننده و مهلک خودشان را بهصورت سکّهی رایج در دنیا مطرح کردند. علیه هر کسی هم که بر ضدّ نظر آنها حرف بزند، دستگاه تبلیغاتی وسیع آنها هوچیگری میکند، مجال حرف زدن هم به کسی نمیدهد.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده کشور، 30 فروردین ۱۳۹۳
6
الگویی برای زنان
زن ایرانی در ایران اسلامی، باید کوششش این باشد که هویّت والای زن اسلامی را آنچنان زنده کند که چشم دنیا را به خود جلب کند. این امروز وظیفهیی است بر دوش زنان مسلمان... الگوی زن را نشان بدهند؛ بگویند زن مسلمان زنی است که هم دین خود را، حجاب خود را، زنانگی خود را، ظرافتها و رقّتها و لطافتهای خود را حفظ میکند؛ هم از حق خود دفاع میکند؛ هم در میدان معنویت و علم و تحقیق و تقرّب به خدا پیشروی میکند و شخصیتهای برجستهای را نشان میدهد و هم در میدان سیاسی حضور دارد. این میشود الگویی برای زنان. شما بدانید زنان مسلمان در بسیاری از نقاط دنیا امروز به شما نگاه میکنند و از شما یاد میگیرند
بیانات در دیدار جمعی از بانوان، 30 شهریور 1379
7
دور از کلیشههای غربی
اگر ما میخواهیم دربارهی مسئلهی زن درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم، باید ذهنمان را از حرفهای کلیشهای فراوردهی غربیها بکلّی خالی کنیم... اگر میخواهید دربارهی مسئلهی زن راهبرد درست را پیدا کنید و این راهبرد را با اجرائیّات و الزامات اساسی آن همراه کنید و در بلندمدّت پیش بروید و به نتیجه برسید، باید ذهنتان را از تفکّرات غربی در مورد زن تخلیه کنید. نمیگویم بیاطّلاع بمانیم، نه؛ ما طرفدار بیاطّلاعی نیستیم، بنده طرفدار آگاهی و آشنایی هستم، امّا مرجعیّت آن افکار را بکلّی رد کنیم. افکار غربیها، نظرات غربیها، در زمینهی مسئلهی زن مطلقا نمیتواند مایهی سعادت و هدایت جامعهی بشری باشد... پایه و ریشه و اساس تفکّرات غربیها چون مادّی است، غلط است.
بیانات در دیدار جمعی از بانوان برگزیده کشور، 30 فروردین ۱۳۹۳
8
انقلاب میدان را برای فعالیت زنان باز کرد
نقش زنان در انقلاب زیاد بوده است. پس از پیروزی انقلاب تا امروز هم واقعاً بانوان کشور در همه صحنهها خیلی نقش داشتند و این حادثه خیلی بزرگ و شگفتآوری است. تصوّر من این است که بانوان در دوره پیش از انقلاب و در دوره آن رژیم، مورد ستم سیاسی و فرهنگی بودند؛ بیش از آنچه که در بعضی از خانوادهها ممکن بود مورد ستم قرار گیرند. به جای نقش آفرینی، آنها را به بیکارگی و به ابتذال سوق میدادند. انقلاب حقیقتاً میدانی باز کرد و خانمها بیش از آقایان در این قضیه فعالیت و حماسه خلق کردند.
بیانات در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان در دومین روز از دهه فجر (روز انقلاب اسلامی و جوانان)، 13 بهمن 1377
9
منطق اسلام درباره فعّالیتهای اجتماعی زن
[عرصهی فعّالیتهای اجتماعی] اعم از فعّالیت اقتصادی، فعّالیت سیاسی، فعّالیت اجتماعی به معنای خاص، فعالیت علمی، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همهی میدانهای زندگی در صحن جامعه [است]. در اینجا میان مرد و زن در اجازهی فعّالیتهای متنوّع در همهی میدانها، هیچ تفاوتی از نظر اسلام نیست. اگر کسی بگوید مرد میتواند درس بخواند، زن نمیتواند؛ مرد میتواند درس بگوید، زن نمیتواند؛ مرد میتواند فعالیت اقتصادی انجام دهد، زن نمیتواند؛ مرد میتواند فعّالیت سیاسی کند، زن نمیتواند، منطق اسلام را بیان نکرده و بر خلاف سخن اسلام حرف زده است. ازنظراسلام،درهمهیاینفعّالیتهایمربوطبهجامعهیبشریوفعّالیتهایزندگی،زنومرددارایاجازهیمشترکوهمسانهستند. البتهبعضیازکارهاهستکهبابزناننیست؛چونباترکیب جسمانی آنها تطبیق نمیکند. بعضی از کارها هم هست که باب مردان نیست؛ چون با وضع اخلاقی و جسمی آنها تطبیق نمیکند. این موضوع ربطی به این ندارد که زن میتواند در میدان فعّالیتهای اجتماعی باشد یا نه. تقسیم کار، بر حسب امکانات و شوق و زمینههای اقتضای این کار است.
بیانات در اجتماع زنان خوزستان، 20 اسفند 1375
10
کار خانه، خانواده و مادری جایگزین ندارد
بنده با انواع مشارکتهای اجتماعی موافقم؛ حالا چه از نوع اشتغال اقتصادی باشد، چه از نوع اشتغالات سیاسی و اجتماعی و فعالیتهای خیرخواهانه و از این قبیل باشد؛ اینها هم خوب است. زنها نصف جامعهاند و خیلی خوب است که اگر ما بتوانیم از این نیمِ جامعه در زمینهی اینگونه مسائل استفاده کنیم؛ منتها دو سه تا اصل را باید ندیده نگرفت. یک اصل این است که این کار اساسی را - که کارِ خانه و خانواده و همسر و کدبانوئی و مادری است - تحتالشعاع قرار ندهد. میشود هم. به نظرم میرسد مواردی داشتیم که خانمهائی اینطور عمل میکردند. البته یک قدری به آنها سخت میگذرد؛ هم درس خواندند، هم درس دادند، هم خانهداری کردند، بچه آوردند، بزرگ کردند، تربیت کردند. پس ما با آن اشتغال و مشارکتی کاملاً موافق هستیم که به این قضیهی اصلی ضربه و صدمه نزند؛ چون این جایگزین ندارد. شما اگر بچهی خودتان را در خانه تربیت نکردید، یا اگر بچه نیاوردید، یا اگر تارهای فوقالعاده ظریف عواطف او را - که از نخهای ابریشم ظریفتر است - با سرانگشتان خودتان باز نکردید تا دچار عقدهی [عاطفی] نشود، هیچ کس دیگر نمیتواند این کار را بکند... دومین مسئله، مسئلهی محرم و نامحرم است. مسئلهی محرم و نامحرم در اسلام جدی است.
بیانات در سومین نشست اندیشههای راهبردی، 14 دی ماه 1390
یادداشت
سه الگوی زن
مهدیه منافی
پژوهشگرحوزه زن و خانواده
1
بهگواه تاریخ، سلامت یا فساد جامعه را میتوان در نسبت با زنان فهمید. واقعیت هم این است که حیات و ممات و تداوم زندگی در هر جامعه قائم به زن است. اگر در جامعهای به زن ظلم شد، نادیده گرفته شد، جلوی رشد و تعالی او سد شد، تمام جامعه رو به انحطاط میرود و اگر در جامعهای زن با حفظ حریم خود در عالم خلقت، آنگونه که خالق او را آفریده، در جایگاه عبودیت بالید و پیش رفت، جامعه هم سیر صعودی و کمالی خواهد داشت.
با این مقدمه میتوان از سه الگوی زن نام برد: نخست در جاهلیت اولی که در آن زن عنصری در حاشیه و بینقش در تاریخ است و ظلم به او رویه غالب جامعه است؛ دوم جاهلیت مدرن که زن از انفعال و بینقشی بیرون آمد؛ اما در ظلمی مضاعف از ساحت انسانی به ساحت جنسی افول کرد و سوم دوره درخشان زن که با نبوت رقم خورد؛ با طرحی نو که در آن زن نه آن عنصر منفعل ضعیف است، نه آن جنسی که پرده حیا برانداخته و به ساحت حیوانی سقوط کرده است.
الگوی جدیدی از زن در متن و مرکز، در عین حال عفیف و باحیا، بهدست پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم درجامعه محقق شد؛ زنی چون خدیجه سلاماللهعلیها که بااسلام، تعلقش را ازمادیات فراتربرد وثروت او راه پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم رابرای گسترش دین هموارکرد؛ زنی چون فاطمه سلاماللهعلیها که درزمان حیاتش کنار امیرالمؤمنین علیهالسلام بودوپناه وآرام او و محل رجوع بود برای زنانی که میخواستند از او راهورسم زندگی را بپرسند و بیاموزند.
2
جاهلیت اولی و مدرن در ظلم به زن و حتی برخی مصادیق آن اشتراک دارند. عرب جاهلی دخترداشتن را ننگ میدانست و برای رهایی از این ننگ دختران را زندهبهگور میکرد. بهتعبیر قرآن کریم «چون یکى از آنان را به [ولادت] دختر مژده دهند، [از شدت خشم] چهرهاش سیاه شود و درونش بهخاطر بشارت تلخى که به او داده شده است، از غصه و اندوه لبریز و آکنده شود. از میان مردم متوارى مىشود. درمانده است که آیا این دختر را همراه با ننگ و خفت نگه دارد یا او را در خاک پنهان کند. بدانید که چه بد قضاوت مى کنند.» (سوره مبارکه نحل، آیات 58 و 59)
در جاهلیت مدرن اما، زن غربی با محوریت آزادی و حقوقی که برای خود جعل کرده است، با شعار «بدن من، انتخاب من»، حق حیات را از جنینی میگیرد که به انتخاب خود پا به دنیا نگذاشته است و فریاد مشترک جنین متولد نشده و دختر زندهبهگورشده در قیامت بلند است که «به کدامین گناه کشته شدم؟»(سوره مبارکه تکویر، آیه9) و با همین شعار باطلی که لباس حق پوشیده است، این زنان خود را مالک درجه یک بدنشان میدانند که محصول آن میشود نسل نامشروع و گسترش کودکانی که از ابتدای ولادت تک والد بودهاند.
اما اسلامی که با پیامبر خدا آمد، شأن زنان و دختران را تا آنجا بالا برد که فرمود بهترین فرزندان شما دختراناند و آنها مایه بشارتاند و نه سرافکندگی. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند: «مردیکهدارایفرزنددختراست،موردرحمتالهی قرار دارد» و حقوق جنین را که زن فمینیست، گرفتن جانش را حق خود میداند تا آنجا بالا برد که از حق حیاتی نظیر حق حیات انسان کامل محسوب بهرهمند است و کشتنش مساوی است با کشتن انسان بالغ و دیه جنین و انسان بالغ در اسلام برابر است.
3
قدر مشترک جاهلیت اولی و مدرن، «ظلم» به زن و خروج از مدار «عدالت» است. امیرالمؤمنین علیهالسلام دروصف عاقل فرمودند: «عاقلکسىاستکههرچیزىرادرجاىخودشبگذاردوجاهلضدایناست.» و شبیه این تعریف را درباره عدالت دارند:«عدالت هرچیز را بر جاى خود میدهد.» با جمع این دو میتوان به این رسید که خمیرمایه جهالت مقابل عدالت است و جاهل امور را از جای خود خارج میکند و خروجی اعمال او میشود ظلم؛ ظلمی که در تمام لایههای جامعه ساری و جاری است و در بین دو جنس، زنان بیشتر این ظلم را شاهد خواهند بود. ظلمی که در انواع جاهلیت، زنان را از جایگاه خود خارج کرده و او را از ساحت فطری به ساحت غریزه و شهوات فردی و جمعی باطل کشانده است.
و اسلام آمد تا با شعار عدالت، او را در جایگاه اصلی خود، بهعنوان مرکز ساخت جامعه انسانی که از وجود او آغاز میشود و نظام رحامت را رقم میزند، برگرداند، تا با احیای او جامعه زنده و پویا شود و زمین از فساد و تباهی در امان بماند.
1405/02/02