اداره کل امور بانوان | حجت‌الاسلام محمد قمی نوشت؛

بانوان مجهاد معماران تمدن نوین اسلامی هستند

در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، زن نه موضوع انفعالی توسعه بلکه فاعل و جهت‌دهنده پیشرفت است و در سه ساحت نقش‌آفرین پیشرفت تمدنی است.

بانوان مجهاد معماران تمدن نوین اسلامی هستند

به گزارش روابط عمومی سازمان تبلیغات اسلامی، در هندسه معرفتی انقلاب اسلامی، مسئله زن، کانون تمدنی و نقطه عطف سرنوشت امت است. حجت‌الاسلام محمد قمی، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی با درکی ژرف از این حقیقت، فهم صحیح جایگاه زن را منوط به فهم انسان‌شناسی توحیدی دانسته و تصریح می‌کند که بدون این فهم هرگونه گفتمان‌سازی در حوزه زن یا به ورطه فمینیسم غربی می‌غلتد یا به دام تحجّر سنتی می‌افتد. نقطه عزیمت این اندیشه، قیام للّه است و غایت آن جامعه توحیدی، جامعه‌ای که تمام مناسبات انسانی در آن بر محور توحید بازتعریف شده و زن در این مسیر عنصر محوری تحقق این غایت است. آیه مبارکه «قُل إنَّما أعِظُکُم بِواحِدَةٍ أن تَقوموا للَّهِ مَثنی و فُرادی» در این قرائت، کلید فهم نقش زن در معادله تحقق جامعه توحیدی است: قیام الهی هم فردی است و هم زوجی و زن در این قیام نه تابع مرد و نه رقیب او بلکه شریک او در ساختن تاریخ است. 

جامعه توحیدی از خانواده توحیدی آغاز می‌شود و خانواده توحیدی بدون زنی که افق توحیدی را فهمیده باشد قابل تحقق نیست. از این منظر اگر زنان یک جامعه به خودآگاهی توحیدی نرسند آن جامعه هرگز از مرحله دولت اسلامی به تمدن اسلامی عبور نخواهد کرد. این اندیشه بر پایه قانون تکوینی زوجیت استوار است قانونی که قرآن کریم با تعبیر «و مِن کُلِّ شَیءٍ خَلَقنا زَوجَین» آن را در سراسر هستی جاری دانسته است. زوجیت در این نگاه، حکمت الهی برای تکامل از طریق تعامل است و فهم آن کلید حل بسیاری از سوءتفاهم‌ها در حوزه زن است. همان‌گونه که قطب مثبت و منفی باتری برای تولید انرژی ضروری‌اند، زن و مرد نیز برای تولید زندگی — به معنای عمیق و تمدنی آن — باید تفاوت‌های خود را حفظ کنند و همسان‌سازی آن دو، نقض قانون هستی و اختلال در نظام آفرینش است. 

زن بدون مرد و مرد بدون زن ناقص‌اند نه به معنای نقص ذاتی، بلکه به معنای نیاز به تکمیل در مسیر زندگی و قرب الهی و ورود به مسئله زن باید از دریچه زندگی باشد نه از دریچه تقابل و رقابت. یکی از ابتکارات نظری این اندیشه، تفکیک میان بروز و ظهور برای حل تعارض ظاهری برخی نصوص است. بروز یعنی حضور دائمی، همگانی و بی‌ضابطه در عرصه عمومی که مطلوب نیست اما ظهور یعنی حضور حکیمانه، هدفمند و در لحظات سرنوشت‌ساز که نه‌تنها مجاز بلکه واجب است. 

حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در شرایط عادی الگوی خفاء بود اما در لحظه‌ای که نظام توحیدی نیازمند روایتگری بود، برخاست و زنانه‌ترین جهاد تاریخ را رقم زد. زن مسلمان باید هنر تشخیص لحظه ظهور را بیاموزد و این تشخیص، نیازمند بصیرت سیاسی عمیق و فهم دقیق شرایط است. 

در برابر این نگاه متوازن، سه آفت بزرگ قرار دارد که هرگونه گفتمان‌سازی باید از آنها پالایش شود: نخست فمینیسم غربی که زن را در تقابل با مرد تعریف می‌کند، خانواده را کانون ستم می‌انگارد و مادری را بردگی تلقی می‌کند — این نگاه محصول بحران هویت تمدن غرب است و سمّ قاتل جامعه اسلامی است نه داروی آن. 

دوم تحجّر سنتی که با استناد به برخی روایات منتزع از سیاق، زن را به حاشیه می‌راند و هر حضور اجتماعی را مذموم می‌شمارد — نگاهی که نه اسلام ناب بلکه رسوبات فرهنگ جاهلی است که به نام دین بازتولید شده.

سوم فقه فردگرای منفصل از جامعه که احکام زن را صرفاً در چارچوب فردی می‌بیند و از رسالت تمدنی او غافل می‌ماند. امروز در طلیعه گام دوم انقلاب در میانه یک جنگ جهانی روایت‌ها ایستاده‌ایم جنگی که خاکریز آن نه مرزهای جغرافیایی که مرزهای باور و اندیشه است و مهمات آن نه گلوله و آتش که واژه و تصویر و معناست. جبهه استکبار با هوشمندی تمام، دقیق‌ترین و حیاتی‌ترین نقطه را هدف گرفته است: شخصیت و هویت زن مسلمان ایرانی. چراکه دشمن به تجربه دریافته است که زن نه یک عضو در کنار دیگر اعضای جامعه که سلول بنیادین تمدن است معمار فطرت‌ها، نگهبان حریم خانواده و نقطه ثقل انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر. اگر این ستون خیمه بلرزد، اگر این چشمه زاینده بخشکد، فتح سنگرهای دیگر برای دشمن سهل و آسان خواهد بود.

در الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، زن نه موضوع انفعالی توسعه بلکه فاعل و جهت‌دهنده پیشرفت است و در سه ساحت نقش‌آفرین پیشرفت تمدنی است: 
در ساحت فرهنگی از طریق تربیت نسل، اصلی‌ترین عامل انتقال و ارتقاء فرهنگ است چرا که هر پیشرفت فناورانه‌ای بدون پیشرفت فرهنگی، توسعه ابزار بربریت است نه تمدن. در ساحت علمی، ظرفیت عظیم تحصیل‌کردگان زن ایرانی که پس از انقلاب از مردان پیشی گرفته‌اند باید در خدمت تولید علم بومی قرار گیرد و در ساحت اخلاقی، زن به‌ واسطه تأثیر عمیق بر مرد و فرزند، تعیین‌کننده سطح اخلاقی کل جامعه است. عاطفه مادرانه در این نگاه نه ضعف بلکه ابزار استراتژیک تربیت است کودک بدون عاطفه مادر حتی اگر از نظر جسمی تغذیه شود از نظر روحی درمانده خواهد شد و بحران افسردگی و اضطراب در جوامع غربی ریشه در همین غیبت عاطفه مادرانه دارد. 

سازمان تبلیغات اسلامی با درک عمیق این صحنه، رسالت خود را نه ایجاد سازمانی جدید که خادمی و توانمندسازی یک نهضت مردمی تعریف کرده است. تولد شوراهای راهبری بانوان در استان‌های کشور، تجلی عملی این اندیشه است شوراهایی که نه ادارات و دوایر جدید، بلکه قلب تپنده و مغز متفکر یک جبهه مردمی هستند و هر یک قرارگاهی است متشکل از نخبگان و فرماندهان میدانی همان استان که از بطن خود مردم برخاسته‌اند تا این جهاد مقدس را راهبری کنند. این حرکت عظیم بر دو بال استوار است: بال راهبری اندیشه برای بازسازی و ترویج الگوی متعالی زن مسلمان و بال راهبری میدان برای تبدیل این اندیشه به عمل از طریق شبکه‌سازی و توانمندسازی هسته‌های مردمی. سخن نهایی آن است که جامعه‌ای که زنانش به فساد کشیده شوند هیچ پیشرفت اقتصادی و سیاسی نجاتش نخواهد داد و در مقابل، جامعه‌ای که زنانش به خودآگاهی توحیدی برسند و در میدان جهاد تبیین حاضر شوند از مرحله دولت اسلامی به تمدن اسلامی عبور خواهد کرد. این، آغاز یک حرکت تمدنی است؛ حرکتی برای بازپس‌گیری روایت‌ها و ارائه الگویی الهام‌بخش از بانوی مجاهد به جهانیان.

 و ما النَّصرُ إلّا مِن عِندِ اللهِ العَزیزِ الحَکیم

1405/02/11